امتیاز کاربران

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

کتاب سوم دکتر

کتاب بازارهای مالی و استراتژی شرکتی با ترجمه دکتر اکبر افتخاری منتشر شد. 

برای اولین بار کتاب "بازارهای مالی و استراتژی شرکتی" نوشته دیوید هیلیر، مارک گرینبلت و شرایدن تیتمن به همت دکتر اکبر افتخاری ترجمه شد. این کتاب که در 780 صفحه منتشر شده است، ضمن معرفی ابزارهای مالی و شیوه های بکاگیری و ارزش گزاری آنها، شناخت مناسبی از این ابزارها ایجاد نموده و نه تنها منبع مناسبی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در مدارج کارشناسی ارشد و دکترا خواهد بود، بلکه برای درک عمیق تر استراتژی ها، تحصیل گران، مدیران ارشد و مدیران مالی شرکت ها نیز موثر و مفید واقع خواهد گردید.

کتاب مذکور در 6 فصل نگاشته شده که در جلد اول آن سه فصل بازارها و ابزارهای مالی، ارزشگذاری دارایی های مالی و ارزشیابی دارایی های واقعی ارایه گردیده است. در فصل اول این کتاب فرایندها، راهبردهای افزایش سرمایه، تامین مالی با انتشار بدهی و تامین مالی با انتشار سهام ارائه شده است. فصل دوم این کتاب با ترسیم روش های ارزشگذاری دارایی های مالی، به معرفی مدل های عامل و نظریه قیمت گذاری آربیتراژ، مشتقات قیمت گذاری و ابزارهای پورتفو می پردازد. در فصل آخر از این جلد از کتاب، مفهوم ارزشیابی دارایی های واقعی ارائه و نحوه تنزیل و ارزشیابی، سرمایه گذاری در پروژه های بدون ریسک و ریسکی و تخصیص سرمایه و راهبردهای شرکتی بحث می گردد.

جلد دوم از این کتاب در آستانه چاپ قرار داشته که در آینده نزدیک در اختیار علاقمندان و دوستداران ادبیات حوزه مدیریت مالی قرار خواهد گرفت. 

علاقه مندان برای تهیه کتاب می توانند با شماره تلفن 09120617239 تماس حاصل نمایند. 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 0.00 (0 رای)

امتیاز کاربران

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

bankیادداشت اینجانب در خصوص بحران های ایجاد شده در موسسات مالی و اعتباری و علل و عوامل آن که در پایگاه اینترنتی خبرگزاری خبرآنلاین ارائه شده است را می توانید در زیر و یا آدرس http://yon.ir/pQMBV مشاهده نمایید.

 

چند سالی است که موسسات مالی و اعتباری فاقد مجوز از بانک مرکزی، به مثابه آفتی غیرقابل پیشگیری به جان سیستم پولی و بانکی کشور افتاده‏ اند و اقدامات دولت و بانک مرکزی برای مقابله با آن ها کارگشا نبوده است؛ تا بدان جا که تعدادی از معروف‌ترین این موسسات به ورطه ورشکستی دچار شدند و بحران های جدی را ایجاد کردند، به حدی که این بحران ها به موضوعی ملی تبدیل شدند. اکنون این سوال مطرح است که چه عواملی در افول و نزول این موسسات دخیل هستند؟ دلایل اعتماد مردم و یا به عبارت بهتر جذب عامه مردم به این موسسات چه بود؟ نوشتار زیر یادداشتی کوتاهی است درباره علل و عوامل دخیل در بحران موسسات مالی و اعتباری کشور.

یکی از دلایل سپرده‌گذاری گسترده مردم در بازار غیرمتشکل پولی که اصطلاحا به آن‌ها مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجاز گفته می‌شود، سود بالایی بود که این مؤسسات به سپرده‌گذاران خود پرداخت می‌کردند و در عین حال، اصلی‌ترین دلیل ورشکستگی آن‌ها نیز در همین موضوع نهفته است. 

از منظر دیدگاه معمول اقتصادی، زمانی که یک مؤسسه مالی و اعتباری اعلام می‌کند که به سپرده‌گذاران خود 30 درصد سود می‌دهد، بدان معناست که درآمدهایی بیش از 30 درصد دارد؛ زیرا حتی اگر نخواهد سودی را برای خود در نظر بگیرد، باید هزینه‌های سربار را - که حداقلِ آن برای بانک‌های بزرگ، پنج درصد محاسبه می‌شود - در نظر بگیرد. بنابراین پرداخت سود 30 درصدی به سپرده‌گذاران، بدان معناست که نهاد سپرده‌پذیر از محل سپرده‌های جذب شده، دست‌کم 35 درصد سود به دست می‌آورد. حال، این پرسش مطرح می‌شود که در کشور ما کدام فعالیت اقتصادی سالم و رسمی وجود دارد که 35 درصد سود داشته باشد؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که طی سال‌های گذشته، پررونق‌ترین بخش‌های اقتصادی ایران، در بهترین حالت با سودآوری 20 تا 25 درصدی همراه بوده‌اند. بخش نفت، گاز و پتروشیمی از جمله این مقاصد است که همواره از سود دهی قابل توجهی نسبت به دیگر بخش های اقتصادی برخوردار بوده است و یا در مثالی ملموس، شرکت های لیزینگ همچون لیزینگ خودرو نیز از دیگر مقاصد سرمایه گذاری با سود دهی بسیار مناسب برای نهادها محسوب می‌شوند که این بخش نیز با تمامی جذابیت خود در همان بازده 20 الی 25 درصد سودآوری دارد. 

بنابراین می‌توان به وضوح مشاهده کرد که احتمال دارد مؤسسات یاد شده برای پرداخت سود 30 درصدی به سمت فعالیت در فضای اقتصاد غیررسمی رفته باشند تا سود خود را از راه‌هایی مانند قاچاق، پول‌شویی، رانت‌خواری و از این قبیل به دست بیاورند. این راه‌ها نیز علاوه بر غیرقانونی بودن، ریسک‌های بالایی را ایجاد می‌کنند که در تعارض با ماهیت نهادهای سپرده‌پذیر است؛ زیرا یکی از دلایل سپرده‌گذاری مردم در بانک‌ها یا مؤسسات مالی و اعتباری، کم ریسک بودن آن نسبت به سایر فعالیت‌های اقتصادی است. 

ما در ادبیات سرمایه‌گذاری دو اصطلاح به عنوان «سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر» و «سرمایه‌گذاری کم‌ریسک» داریم. کسانی که در بانک‌ها سپرده‌گذاری می‌کنند، در رده سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز قرار می‌گیرند که مایلند بدون دغدغه، سود ثابتی را دریافت کنند. حال اگر بانک‌ها یا مؤسسات مالی و اعتباری که سپرده‌های چنین افرادی را جذب کرده‌اند، به سرمایه‌گذاری‌های پرریسک روی بیاورند تا سودهای نامتعارفی را پرداخت کنند، نوعی نقض غرض پیش می‌آید. متأسفانه بسیاری از مردم به این مسایل توجه کافی ندارند و با سپرده‌گذاری در بازار غیرمتشکل پولی، ریسک‌های بالایی را پذیرفته و ضررهای هنگفتی را متحمل می‌شوند. 

در جمع بندی علل و عوامل دخیل در بحران صندوق‌های قرض‌الحسنه و مؤسسات مالی و اعتباری اصطلاحا غیرمجاز، می‌توانیم به چند مورد اشاره کنیم: 
نخست، بی‌دقتی سپرده‌گذاران و عدم آگاهی آن‌ها از جوانب مختلف سپرده‌گذاری و سپرده‌پذیری در بازار غیرمتشکل پولی با توجه به حضور طولانی مدت این موسسات در بازارهای مالی، جلب اعتماد مردم و طمع مردم عامه به سرمایه گذاری در این موسسات با توجه به تخصیص سود غیر متعارف؛
دوم، اداره این مؤسسات توسط مدیران کارنابلد و ناوارد به امور مالی (فرضیه خوش بینانه)؛
سوم، اهداف کلاهبردارانه که برخی از مؤسسات مالی و اعتباری دنبال می‌کرده‌اند؛ بدین معنی که آن‌ها از ابتدا می‌دانسته‌اند پرداخت سودهای نامتعارف از نظر منطق اقتصادی امکان‌پذیر نیست اما با این هدف که سپرده‌های مردم را جذب و از آن سوء استفاده کنند، سودهای نامتعارفی را اعلام کرده‌اند(فرضیه بدبینانه)؛ 
و چهارم، عدم وجود نظارت کافی و مؤثر بر نهادهای مالی و سپرده‌پذیر.

اگرچه اشاره کردیم که مردم باید هنگام سپرده‌گذاری در بانک‌ها یا مؤسسات مالی و اعتباری، هوشیارانه عمل کنند اما این هوشیاری نافی مسؤولیت نهادهای نظارتی نیست. بسیاری از مردم سرمایه اندکی در اختیار دارند که می‌خواهند بدون دغدغه از ثمرات آن بهره‌مند شوند و در عین حال، بیشتر آن‌ها به منابع اطلاعاتی کافی دسترسی ندارند و از پیچیدگی‌ موضوعات مالی سردرنمی‌آورند. جنین افرادی همیشه در معرض خطر قرار دارند و این وظیفه نهادهای نظارتی است که از قرار گرفتن مؤسسات مالی ناکارآمد یا کلاهبردار بر سر راه مردم جلوگیری کنند. 

به نظر می‌رسد که در این مورد، علاوه بر نهادهای نظارتی، نخبگان جامعه و رسانه‌ها نیز وظیفه آگاهی بخشی خود را به خوبی ایفا نکردند. خصوصا برخی رسانه‌ها به جای واکاوی عملکرد مؤسسات مالی و اعتباری و تنویر افکار عمومی، به تبلیغ برای آن‌ها پرداختند. 
در پایان باید اشاره کنم که در سالیان اخیر شبیه چنین بحرانی در صنعت بیمه کشور نیز رخ داد و برخی شرکت‌های بیمه‌ای نوپا کوشیدند تا با ارایه امتیازات غیرمنطقی و ناممکن به بیمه‌گذاران، سهم بیشتری از بازار بیمه کشور را از آنِ خود کنند و متأسفانه بخشی از مردم نیز تحت تأثیر تبلیغات آنان قرار گرفته‌اند. نتیجه این بحران نیز، ورشکستگی این شرکت‌ها و بحرانی بود که کلیت صنعت بیمه کشور را تحت تأثیر قرار داد و به اعتماد عمومی در این حوزه آسیب زد. 

بنابراین تا زمانی که مردم در مواجهه با این قبیل بنگاههای اقتصادی هوشیارانه عمل نکنند؛ تا زمانی که نخبگان و رسانه‌ها به وظیفه خود برای آگاهی بخشی به افکار عمومی جامه عمل نپوشانند؛ و تا زمانی که نهادهای نظارتی مسؤولیت‌های خود را به خوبی ایفا نکنند، ادامه یا تکرار چنین بحران‌هایی محتمل خواهد بود.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 0.00 (0 رای)

امتیاز کاربران

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

eftekhari-borse emroozهمواره یکی از دغدغه های مهم صنعت بیمه ایجاد ارتباط پویا با دیگر صنایع مالی همچون بازار سرمایه و انتفاع دو جانبه از این ارتباط بوده است. سال هاست که صنعت بیمه کشور نتوانسته است ارتباط دوسویه سازنده با بازار سرمایه ایجاد نماید و این موضوع به عنوان یکی از دغدغه های اصلی این صنعت به شمار می رود. در زیر می توانید متن کامل مصاحبه اینجانب در خصوص ارتباط متقابل صنعت بیمه و بازار سرمایه با ماهنامه تخصصی "بورس امروز" که در اولین شماره سال 1397 این نشریه به چاپ رسیده است را مطالعه فرمایید. به منظور مشاهده کامل این مصاحبه این شماره از ماهنامه مذکور را در اینجا مشاهده نمایید. 

- مهمترین دغدغه شرکت های بیمه مربوط به زیر ساخت های فناوری اطلاعات است.به نظر جنابعالی چرا شرکت های حاضر در این صنعت نتوانسته اند همانند بانک ها از سیستم های یکپارچه اطلاعاتی ( Core Insurance) برخوردار باشند؟

در خصوص این موضوع بهتر است توجه شما را به این موضوع جلب کنم که نظام بانکی از سال 1374 یک تحول را در حوزه فناوری اطلاعات کشور به وجود آورد. ورود سیستم های بین المللی بانکی و همچنین استفاده از تجربه­هایی که در حوزه فناوری اطلاعاتوجود داشت، باعث شد که سیستم بانکی به تدریج به سمت و سوی یکپارچگی سوق داده شود و فعالیت­های بانکداری توسعه یابد. خیلی از دستآوردهای مهم بانکی از آن زمان تاکنون مدیون پیشرفت در حوزه فناوری و مدیریت اطلاعات است. به عبارت بهتر حوزه فناوری اطلاعات کمک کرده تا نظام و نهادهای مالی که با حجم وسیع داده مواجه هستند، داده های خود را به صورت بهینه مدیریت کرده، انعطاف بیشتری در طراحی و ارائه محصولات جدید خود داشته باشند، در زمان اندکی به نیازهای مشتریان خود پاسخ دهند و رضایت آنها را جلب کنند. همانطور که مشاهده می کنید در نظام بانکی هر روز شاهد پیشرفت در حوزه فناوری اطلاعات هستیم و بانک ها در رقابت باهم و با توجه به نیاز نهایی مشتریان خود اقدام به طراحی و تولید خدمات متنوعی و بر بستر راهکارهای امروزی ( اینترنت، موبایل و ...) می نمایند که این امر باعث رضایت بیشتر مشتریان خواهد شد. حتماً به یاد داریم که در سال 1380 برای وصول یک چک باید به شعبه بانک مربوطه مراجعه میکردیم یا برای انتقال پول باید از چک بین بانکی استفاده می کردیم. این تحول که همیشه در ذهن مدیران بانک ها نقش بسته بود که چگونه می توانند فعالیتهای بانکی خود را تسهیل بخشند؛ در این بین راهکارهای صنعت آی تی به کمک آنها آمد و بسیاری از مسائلی که دیر زمانی انجام فعالیت های بانکی را به سختی مسیر می کرد، امروز به یک شوخی مبدّل ساخته است. اما این تحولی که در بانک ها ظهور کرد، خیلی دیرتر به سراغ بورس آمد و در بیمه وارد شد. البته بورس توانست زودتر در این عرصه ورود یابد بطوری که سیستم های یکپارچه توانستد ذینفعان خود را از این جریان زودتر راضی کنند. خاطرم هست که در دوران دانشجویی در مقطع لیسانس و فوق لیسانس برای انجام تحقیق در خصوص شرکت های بورسی باید به ساختمان مرکزی بورس و کتابخانه در پل حافظ مراجعه میکردم و در آنجا زونکن های حاوی اطلاعات شرکت ها را توّرق تا بتوانیم تحقیقی راجع به شرکت ها انجام دهیم. شما آن وضعیت را با امروز مقایسه نمایید. دسترسی به اطلاعات در بورس بسیار امر حائز اهمیتی و مراجعه به بورس و دستیابی به این اطلاعات کار بسیار سختی بود. بنابراین تحقیق در مورد تمام شرکت های بورسی، بررسی روندهای قیمت و حجم معاملات، کار بسیار مشکلی بود. ذینفعانش برای به دست آوردن اطلاعات زحمت بسیاری کشیده بوده اند. در واقع منظور آنست که پایه تمام نهاد های مالی داشتن اطلاعات، گردش و تحلیل اطلاعات است. بعد از ورود سیستم های جدید متوجه می شویم که کار در این حوزه بسیار راحت تر شده است. شما می توانید در زمان اندکی در منزل خود به کلیه اطلاعات یک شرکت دست یابید. البته تحقیق هم برای دانشجویان بسیار ساده تر شده است. با ورود به یک سایت می توانید به اطلاعات یک شرکت دسترسی داشته و آنها را تحلیل کرده و در پایان نامه خود از آن بهره ببرید.

و اما اگر بخواهم مشخصا در خصوص صنعت بیمه عرض کنم، این صنعت مسیر استقرار سیستم های یکپارچه را دیرتر از بانک و بورس آغاز کرد. البته صنعت بیمه از سال 1387 به سمت توسعه سیستم های بیمه گری گرایش مطلوبی یافته است؛ اما سرعت استقرار این سیستم ها با تاخیر قابل توجهی مواجه شده است. متاسفانه ما هنوز یک سیستم جامع بیمه گری در هیچ کدام از شرکت های بیمه نداریم. عملا تمامی شرکت های بیمه از سامانه های مختلف نرم افزاری در رشته های بیمه ای استفاده می کنند که در اصل این سامانه های از یکدیگر جدا هستند و معماری های یکسانی ندارند. به همین دلیل است که عرض میکنم تا به امروز ما از در اختیار داشتن یک سامانه یکپارچه بیمه گری که تمام عملیات بیمه گری از طراحی و تولید بیمه نامه، عملیات مالی، اکچوئری، مالی، پرداخت خسارت و دیگر فرایندهای زنجیره ارزش بیمه گری را یکپارچه مدیریت نماید محروم هستیم.

- آیا می توان این تاخیر را به سنتّی بودن طرز تفکر مدیران صنعت بیمه نسبت داد؟

بله. یکی از دلایل این تاخیر نگاه سنتّی در میان مدیران این صنعت بوده که باعث شده است خیلی دیرتر از دیگر نهادهای موازی همچون بانک و بورس نیاز به فناوری در این عرصه احساس شود. البته با ورود مدیران جوان، تحصیلکرده و علاقه مند به توسعه روزآمد و البته رشد چشمگیر صنعت بیمه، ( همانطور که می دانید این صنعت رشد بسیار قابل توجهی را در چند سال گذشته در تولید حق بیمه و ضریب نفوذ بیمه داشته) به نظر می رسد فضا بسیار نسبت به گذشته تغییر کرده است. از سوی دیگر در گذشته 4 شرکت بیمه ای بیشتر فعالیت نداشته اند اما ظهور شرکت های بیمه ای خصوصی و رقابت های درونی آنها باعث شد تا نیاز به فناوری در آنها احساس شود. صنعت بیمه با مشتریانی مواجه بود که با ادبیات و نیازهای جدید در بازار مواجه بودند. مشتریان خدماتی را در بانک ها، بورس ها و صنایع دیگر مالی با کمک فناوری اطلاعات دریافت می کردند که صنعت بیمه در ارائه خدمات مشابه آن با توجه به کسب و کار خود دستاورد شایان نداشت. و به همین دلیل صنعت بیمه در این حوزه با فشاری مواجه شد و عقب ماندگی خود را احساس می نمود. به همین خاطر است که در 3 الی 4 سال گذشته رخدادهای خوبی در زمینه فناوری اطلاعات در صنعت بیمه دیده می شود. علاوه بر این معضلات، باید به مبحث انتقال تکنولوژی هم اشاره گردد. ممکن است ما در حوزه آی تی پیشرفت کرده باشیم، اما باید تکنولوژی حاکم بر ادبیات آن صنعت را هم وارد کنیم. تکنولوژی حاکم بر صنعت بیمه در حوزه فناوری اطلاعات از کشور های پیشرفته وارد عملا وارد کشور نشده است. بنابراین میتوان این تاخیر در ورود صنعت به عرصه فناوری اطلاعات را اول به واسطه نگاه سنتّی که سال ها اجازه ورود فناوری اطلاعات را به این عرصه نمی داد دانست و دوم عدم انتقال تکنولوژی، تحلیل کرد.

- اما با توجه به توافقات صورت گرفته در بحث برجام بسیاری از صنایع مبادرت به امضای توافقات و تفاهم نامه هایی با سایر کشورها در جهت انتقال تکنولوژی و سرمایه کرده اند، آیا صنعت بیمه در این مسیر گام برنداشته و از این فرصت های پیش آمده بهره ای نبرده است؟

خوشبختانه اخیرا گام های جدیدی در این حوزه برداشته شده است. صنعت بیمه ظرف 3،4 سال گذشته قدم های جدّی را برداشته است. بطوری که چند شرکت در زمینه سامانه های یکپارچه بیمه گری محصولات و تکنولوژی برون مرزی را خریداری کرده و درحال بومی سازی و استقرار و انتقال تکنولوژی آن هستند. ما در بیمه ایران از سال 1393 این فرآیند را آغاز کرده و خوشبختانه به نتایج مثبتی رسیده ایم.

- آیا تا سال آینده یکپارچه سازی و استقرار تکنولوژی در صنعت بیمه و شرکت های بیمه ای فراهم خواهدشد؟

نمی توان زمان مشخصی را تعیین کرد، زیرا این کار به پیگیری و علاقه مدیران بستگی دارد. یکی از مزایای استقرار سیستم های یکپارچه بیمه گری جلوگیری تقلّب و تخلّف است. در واقع متخلّفان جزء عواملی هستند که جلوی استقرار چنین برنامه های را با روابطی که ایجاد می کنند، می گیرند. ما از تجربه استقرار سیستم های متمرکز برخورداریم و مقاومت هایی که در این عرصه وجود داشته را مشاهده کرده ایم. اما در نهایت به این مشکلات فائق آمده و موفق شدیم تا در یک مرحله رو به جلو سیستم ها را متمرکز کنیم. این تمرکز توانست در اندازه خود بعضی از مشکلات را حل کند. شاید بتوان این طور گفت اگر در سال های قبل عدم تمرکز سیستم ها وجود داشت، تخلّفات جدّی تری در این حوزه شاهد می بودیم. اگر در هر شعبه فقط یک سیستم موجود بود و ارتباطی بین شعبات وجود نداشت امکان تخلّف را بالا می برد؛ اما وقتی سیستم ها متمرکز شد دیگر شاهد تخلّف بین شعب نبوده ایم. رقابت منفی که در صنعت بیمه وجود دارد مانعی برای توسعه سیستم هاست. ولی امیدواریم با آگاهی، علاقه، پیگیری و نیاز هایی که در حال حاضر ایجاد شده است در یک تا دو سال آینده پیشرفت قابل توجهی در این عرصه داشته باشیم.

- در خصوص بیمه شخص ثالث، هنوز این بیمه نامه از طریق چاپ کوپن صادر می شود، به طوری که هر ساله دارندگان این بیمه نامه باید برای تمدید آن اقدام کنند. صنعت بیمه چه برنامه ای در این خصوص دارد؟

از لحاظ مسائل زیر ساختی، تکنولوژی و فنّی، صنعت بیمه آمادگی کامل دارد تا کوپن های بیمه شخص ثالث حذف شود. بیمه مرکزی اخیرا گام هایی را در این حوزه برداشته است و بحث کد یکتا را برای بیمه های شخص ثالث در دستور کار خود قرار داده است. ما حتی می توانستیم در بیمه ایران از سال 1393 اقدامات لازم برای حذف کوپن ها را انجام دهیم و بیمه نامه های شخص ثالث را مانند کارت بانکی ارائه کنیم. اما نکته ای که در این میان وجود دارد آنست که بخشی از این تغییرات نیاز به پیشرفت فرهنگی و توسعه ارتباط با سایر دستگاه ها دارد. مردم سال ها عادت کرده اند هنگام تصادف، کوپن ها را با هم تبادل کنند؛ در واقع بیمه شخص ثالث بیمه ای است که مردم روزانه با آن درگیر هستند لذا حذف آن می تواند آسیبی به مراودات آنها وارد کند. پس تغییر و حذف آن باید زمانی انجام شود که قادر به مدیریت مشکلات بعدی آن بود. فرهنگ سازی می تواند عامل بسیار مهمی در تغییر فرهنگ بیمه باشد که البته شاهد رشد مثبت آن هستیم. در تصادفاتی که رخ می دهد یکی از رُکن های اصلی نیرو انتظامی است. نیروی انتظامی در هنگام تصادف با گرفتن کوپن ها مشکلات ترافیکی را حل و فصل می نماید. وجود یک ارتباط مستقیم بین دستگاه های بیمه گذار، نیروی انتظامی و قوهّ قضاییه برای مبادله اطلاعات بسیار ضروری است. استعلام کارت نیازمند این است که به سایر دستگاه ها متصل باشیم تا کار مردم تسهیل شود. در واقع نباید با حذف کوپن مشکلات جدیدی برای مردم به وجود آورد.

- آیا ارتباط با سایر دستگاه ها برای تسهیل در فرایند بیمه گری فراهم شده است؟

هنوز خیر. ولی به نظر می رسد گام های جدّی در این خصوص برداشته شده است، به خصوص بیمه مرکزی اهتمام ویژه ای دارد که این پروسه به سیستم مکانیزه تبدیل شود. در حال حاضر در بیمه ایران اصلا نیازی به پروسه های معمول در بیمه شخص ثالث نداریم. افرادی که باهم تصادف می کنند، کافی است با کارت ملی خود به شعبه های بیمه ایران مراجعه کنند و مابقی کارها در آنجا انجام شود.

- با توجه به منابع عظیمی که در شرکت های بیمه ای از محل صدور حق بیمه وجود دارد، چرا در شرکت های بیمه ای مانند بانک ها تبادلی از حیث نقدینگی صورت نمی گیرد که هم از این طریق درآمدی برای خود ایجاد کنند و هم صنعت پویا تری داشته باشند؟

این کار در صنعت بیمه منتفی است. پولی که بین بانک ها مبادله می شود همیشه از نرخ تسهیلات بالاتر است. اگر نرخ تسهیلات 18 درصد باشد، نرخ بین بانکی حتما 24 درصد است. بنابراین تبادل بین بانک ها با نرخ بالاتری از تسهیلات و حتی سپرده ها انجام می شود. شرکت های بیمه باید با نرخ بالاتری از نرخ بانکی، مبادله پولی داشته باشند. ما اگر پول مازاد داشته باشیم چند راه برای سرمایه گذاری آن وجود دارد، سرمایه گذاری در بانک و کسب سود 15 درصدی و دیگری قرض دادن به یک شرکت بیمه و کسب 20 درصد از آن شرکت مربوطه. برای شرکت بیمه ای که به این مبلغ احتیاج داشته باشد از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نخواهد بود که منابع مالی مورد نیاز خود را از یک شرکت بیمه ای دیگر با نرخی بالاتر از نرخ بانکی دریافت کند، در واقع برایشان راحت تر خواهد بود که کسری مبلغ خود را از محلی که ارزان تر هست تامین کند. اگر بانک ها از این شیوه استفاده می کنند چون راه حل دیگری ندارند. این مبادله باید از طریق بانک مرکزی یا میان سایر بانک ها باشد. اساساً مبادله نقدینگی میان شرکت های بیمه صرفه اقتصادی نخواهد داشت.

-با توجه به سرمایه های موجود در شرکت های بیمه ای، به طور جدی سرمایه گذاری های آنها نماد بیرونی نداشته است و فقط در درون خود اقدام به سرمایه گذاری می کنند؟

در حال حاضر شرکت های بیمه عمدتا در چند حوزه سرمایه گذاری می کنند. در بیمه ایران پورتفوی ما در بازار سرمایه بزرگ است، به طوری که نزدیک به 1000 میلیارد تومان پورتفوی بورسی داریم . شرکت های تابع ما هم در بورس فعال هستند؛ از سوی دیگر آیین نامه 60 به درستی میزان سرمایه گذاری شرکت های بیمه را به خاطر اینکه در سرمایه گذاری به یک سمت و سوی خاصی هدایت نشوند، مشخص کرده است؛ به عنوان مثال یک شرکت بیمه ممکن است تمام سرمایه های خود را به بازار ملک و ساختمان انتقال دهد. مهمترین نکته در بازار ساختمان، پایین بودن سرعت تبدیل به نقد شدن دارایی های آنست. حالا پولی که در یک شرکت جمع شده است پول بیمه گذار ها بوده تا بتوانیم در زمان مقتضی به آنها خسارت پرداخت کنیم. در واقع شما پولتان را در بخشی سرمایه گذاری کرده اید که سرعت نقد شوندگی آن پایین است.

- در حال حاضر خیلی از فعالان صنعت بیمه به همین آیین نامه 60 انتقاد دارند و خواستار اصلاح آن هستند. حتی با وجود آنکه این اصلاح در بیمه مرکزی در حال انجام است، اما هنوز نتوانسته نظر مساعد شرکت های بیمه ای را تامین کند. علت این موضوع را در چه می دانید؟

به نظر من انتقادات بیشتر به درصدها است، شرکت های بیمه بیشتر به خاطر اینکه بتوانند در حوزه های مختلف سرمایه گذاری راحت تر حرکت کنند و درصد بیشتری را برای سرمایه گذاری به آنها اختصاص دهند، این انتقاد را می کنند. این آیین نامه نظارتی است طبیعتا شرکت های بیمه از منظر اجرا همیشه دوست دارند دستشان بازتر باشد، مثلا یک شرکت بیمه ای ممکن است دوست داشته باشد همه ی پولش را در بانک سپرده کند. حال این سوال پیش می آید که آیا این سپرده و سرمایه گذاری بدون ریسک جواب گوی سود دهی لازم از آن مقدار سرمایه هست؟، فرض کنید در بیمه نامه ی عمر حول و حوش 18 تا 20 درصد ما بازدهی داریم، بعد از پایان دوره ی بیمه نامه، بیش از 20 درصد باید به بیمه گذار پول پرداخت کنیم،حالا شما پولتان را در یک حساب کوتاه مدت بانکی یا یک حساب بلند مدت بانکی با نرخ 15 درصد ببرید و پول بیمه گذار را نگاه دارید، شما باید پول بیشتری به آن پرداخت کنید در صورتی که سود آوری کمتری داشته اید. از سوی دیگر ناظر می گوید که من باید اعمال نظارت کنم و اجازه ندهم که شرکت بیمه ای به نقطه ای برسد که در آینده ن پاسخگوی تعهدات خود به بیمه گذار نباشد. به نظر می رسد که آیین نامه ی 60 از این منظر که یک پورتفوی متنوعی از سرمایه گذاری ایجاد می کند، آیین نامه ی خوبی است. حال ممکن است نکاتی را برای بهبودش در حوزه ی درصد های سرمایه گذاری بتوان، ایجاد کرد.

-  سازمان تامین اجتماعی با وجود انتقادهای بسیاری که نسبت به صندوق ها و عملکردش وجود دارد، اما در حوزه ی سرمایه گذاری ها به خوبی وارد شده است و در حال حاضر به عنوان یکی از سهام داران اصلی در صنعت پتروشیمی محسوب می شود، اما صنعت بیمه به رغم برخورداری از منابع مالی مناسب در حوزه سرمایه گذاری به صورت جدی وارد نشده است؟ حتی از فرصت های موجود در خصوصی سازی هیچگاه به درستی استفاده نکرد، در واقع می توان گفت که انسجامی بین شان نبوده که بخواهند از عرضه های صورت گرفته، بهره برند.

بله، کلا فعالیت های بورسی در شرکت های بیمه در حوزه ی سرمایه گذاری آن قدرت و قوام جدی را ندارد، شاید به دلیل این ریسک گریزی است که در مدیران ما وجود دارد. ولی من شخصا معتقدم که بورس فرصت بسیار عالی برای شرکت های بیمه در حوزه ی سرمایه گذاری فراهم می آورد. من در 3 سال گذشته در بیمه ایران چند موضوع را به شکل فعالیت مشترک با بورس مثلا اوراق بهادار سازی و ریسک های بیمه ای را پیگیری کرده ام .

-  بحث اوراق بهادار سازی در صنعت بیمه از چندین سال پیش مطرح بوده است اما هیچ گاه به مرحله اجرایی نرسید و تنها هر از گاهی آن را از زبان مدیران بیمه ای می شنویم. آیا اقداماتی در راستای آن انجام شده است؟

بله درست است. از سال 1392 که عضو هیئت مدیره ی بیمه ی ایران هستم، از اولین کارهایی که در دستور کارم بود و پیگیری هم کرده ام موضوعی بود که بتوانیم بحث اوراق بهادار سازی بیمه را اجرایی کنیم. حتی با بخش های مختلف بورس هم نشست هایی داشتیم. بعدا این موضوع در پژوهشکده ی بیمه ی مرکزی هم پیگیری شد. در واقع وجود انفکاک بین این نهادها و کمتر در هم تنیدگی باعث شده که آن دید کافی برای این کار شکل نگیرد. در حالی که به نظرم بازار سرمایه فرصت بسیار خوبی است برای اینکه بیمه ها بتوانند از نتایج سرمایه گذاری بهتری استفاده کنند و هم اینکه بتوانند محصول های مشترکی را با بورس تعریف کنند. این مساله می تواند کمک کننده باشد، حتی در چندین جلسه در پژوهشکده ی بیمه به طور جدی این مباحث بررسی شد که کدام محصول مشترک را می توان به بازار عرضه کرد.

-  چه محصولی می تواند بین فعالیت های بازار سرمایه و صنعت بیمه شکل گیرد؟

هنوز هیچ محصولی ارائه نشده و این موضوع در مرحله ی مطالعات بوده که کدام محصول را می شود عرضه کرد. چندین محصول مشترک در دنیا هستند از جمله ریسک های فاجعه آمیز که در دنیا روال است و آنها را اوراق بهادار سازی می کنند. بر این اساس در پژوهشکده بیمه موضوع نرخ سود و ارزش گذاری به طور جدی بحث شد، اما ارزش گذاری این محصولات در بورس یک مسئله بود که چگونه باید ارزش گذاری شوند و تا آنجایی که مطلع هستم به نتیجه قابل اتکایی نرسیده است

-  با توجه به زلزله های اخیر در کشور، برای شکل گیری این اوراق و انتشار آن در بازار سرمایه چقدر مقاومت وجود دارد؟

فکر میکنم که الان موضوع مقاومت داخلی صنعت بیمه ی و بورس نیست، چون اینها مقداریش حل شده است، ولی بزرگترین مسئله این است که شما وقتی یک محصولی را در بورس عرضه می کنید انتظار دارید که از انتشار این اوراق از سوی فعالان بازار سرمایه استقبال شود. کسی که سرمایه گذار است و ی خواهد این ریسک ها را بخرد، باید اطمینان حاصل کند که این ریسک ها از بازدهی لازم برخوردار هستند. لذا اینجا قیمت گذاری این محصول و برخورداری آن از بازدهی لازم برای سرمایه گذار دارای ابهام است. چون به نظر می رسد که بازدهی ریسک های اوراق مخاطره پذیر در مقابل خرید سهام و دیگر ابزارهای موجود در بورس، بازدهی پایین تری را برای سرمایه گذار ایجاد می کند. سرمایه گذاران در بورس ریسک بالاتری را نسبت به سایر بازار ها خریداری می کنند و انتظار بازدهی بالاتری را نیز دارند. این انتظار بازدهی بالاتر نسبت به محصولات مشابه طبیعی است. حالا شما یک محصولی را می خواهید وارد بازار کنید که به نظر می رسد از محصولات موجود در بازار سرمایه از بازدهی پایین تری برخوردار است. اولین ابهام از نظر من این است که آیا سرمایه گذار حاضر است محصولی را خریداری کند که بازدهی پایین تر ایجاد می کند. به عنوان مثال به یک سرمایه گذاری بگوییم که شما اوراق بهادار زلزله ی تهران را بخر، اولین چیزی که به ذهنش می آید این است که می خواهد یک محصول پرریسک را بخرد و انتظار بازدهی بالاتری را دارد، ولی در عمل معلوم نیست که این اوراق بهادار بتواند بازدهی داشته باشد. به همین خاطر پیشنهاد بنده این است که به عنوان اولین محصول مشترک بین بیمه و بورس، یک محصولی که انتظار سرمایه گذاران را هم پوشش می دهد را تعریف کنیم. یک مدلی را آن موقع طراحی کردیم که شبیه صندوق های اتکایی بود؛ به عبارت دیگر شبیه صندوق های سرمایه گذاری، اما صندوق سرمایه گذاری که با نقش اتکایی شرکت ها بتوانند پروژه محور و ریسک محور باشند. در نتیجه ریسکهای خاص را در یک زمان مشخصی مثلا در بازه یک یا 5 ساله در صندوقی منتقل کنند، سپس سرمایه گذاران بتوانند یونیت های صندوق را خریداری کنند؛ چیزی که درحال حاضر ادبیات و فرهنگش در بازار سرمایه موجود است و نیاز به فرهنگ سازی جدید ندارد. از آن طرف صنعت بیمه هم در این زمینه اشتیاق بهتری دارد. مهمتر از همه اینکه ریسک توزیع می شود و حبس نمی شود؛ ریسک هایی که پایین تر باشد و هم بازدهی اش معنادارتر باشد برای افرادی که میخواهند این ریسک را خریداری کنند؛ ولی پیچیدگی آن مقداری از محصولات معمولی که در صنعت بیمه، بانک و بورس بیشتر است. این کار به عنوان یک پژوهش در پژوهشکده ی بیمه در حال انجام است.      

- آیا این صندوق می تواند در قالب صندوق عمر باشد که سازمان بورس به تازگی به یکی از شرکت های بیمه ای مجوزتاسیس آن را صادر کرده است؟

من اطلاعی ندارم، ولی مثل همین مدلی است که عرض کردم. ببینید اوراق بهادار سازی بر دارائی صورت می گیرد. یعنی ما دارائی را تبدیل به اوراق بهادار می کنیم، اینجا دارائی همان سمت راست ترازنامه ی شرکت های بیمه است که شامل دارائی های مختلفی هم می شود، از جمله ی این دارائی ها، دارایی هایی است که توسط شرکت های بیمه، از محل منابع بیمه ی عمر تهیه شده است. یعنی شما پولی را به شرکت بیمه داده اید و آن پول با سرمایه گذاری در ملک یا بانک تبدیل به یک دارایی شده است. حال آن دارائی را ما دوباره اوراق بهادار سازی می کنیم. پس به پشتوانه ی حق بیمه های عمر و سرمایه گذاری، شما اوراق بهادار ایجاد کرده اید. حالا بهترین حالت این اوراق بهادار این است که در یک صندوق ذخیره شود، یعنی شما یونیت های یک صندوقی را می خرید که پشتوانه آن صندوق، حق بیمه های عمر است و خریداران در سود آن شریک می شوند.

- چرا شرکت های بیمه ای، شرکتی را از صفر تا صد در صد به عنوان شرکت تابعه خود تاسیس نکرده اند که بخواهند آن را به بازار سرمایه عرضه کنند؟ این مساله را در میان شرکت های صنایع دیگر می بینیم که شرکت های 100 درصدی خود را پس از رسیدن به سوددهی مناسب در بازار سرمایه عرضه می کنند.

در حال حاضر شرکت های بیمه در بازار سرمایه حضور دارند، اما این تلاقی بین شرکت های بیمه ای و بورس کمتر اتفاق می افتد، شاید ریسک گریزی مدیران در صنعت بیمه باعث شده که کمتر به سراغ بورس بروند به همین دلیل این صنعت از مزایای بازدهی های موجود در این بازار کمتر استفاده کرده است. یکی از راه های سرمایه گذاری که به نظر من می تواند برای شرکت های بیمه موثر باشد همین تاسیس استارت آپ ها و رشد و عرضه شان در بورس است.

- به نظر جنابعالی کدامیک از استارت آپ ها می توانند برای صنعت بیمه سود آور باشند؟

به نظرم استارت آپ های تحقیق و توسعه به دلیل محدود بودن در تعداد می توانند سود آور باشد. همچنین استارت آپ های فناوری اطلاعات موثر است. بر این اساس استارت آپ ها می توانند هم به صنعت بیمه کمک کنند و هم با رشد خود می توانند مزایایی را برای صاحبان سرمایه ایجاد کنند.

-  آیا بین شرکت های بیمه وحدت و انسجامی برای تشکیل یک کنسرسیوم برای یک سرمایه گذاری مشترک وجود دارد؟

در حوزه ی سرمایه گذاری این کنسرسیوم وجود ندارد، اما کنسرسیوم برای شرکت های بیمه ای یک موضوع قدیمی است، یعنی هماهنگی های بسیار خوبی بین شرکت های بیمه ای هست و کنسرسیومی را برای قبول ریسک های بیمه ای به خصوص در ریسک های انرژی داریم. ادبیات حاکم بر همکاری مشخص است. ولی در حوزه ی سرمایه گذاری کمتر این هماهنگی ها شکل گرفته است.

-  شرکت بیمه ی ایران برای حضور فعال تر در بازار سرمایه چه برنامه ای دارد؟

استراتژی ما تقویت پورتفوی خود در بازار سرمایه است، تنها شرکت بیمه ای که کارگزاری، شرکت سرمایه گذاری مستقل و واحد سرمایه گذاری فعال در بورس دارد، بیمه ی ایران است. کارگزاری بورس ما جز کارگزاری های خوب است. شرکت های تابعی بیمه ای به نام ایران معین و ابتکار امین داریم که در بورس فعال هستند. به نظرم فعالیت های بیمه ی ایران در بورس فعالیت های قابل توجهی است.

- در هنگامی که بازار سرمایه دچار افت محسوسی بوده است و نیاز به حمایت های مالی بانک و بیمه داشته است، صنعت بیمه و مشخصا بیمه ایران تا چه میزان در پوشش ریسک های بازار سرمایه نقش داشته اند؟

از اول شکل گیری صندوق توسعه بازار سرمایه، به عنوان شرکت بیمه ایران در آن حضور جدی داشتیم. پیش بینی ها در آن زمان به این صورت بود که بعضی از فعالان بورس با حضورکوتاه مدت و عرضه های غیر حرفه ای خود باعث شدند که شاخص بورس پایین آید و قیمت ها ریزش کند. برای جلوگیری از ریزش بیشتر قیمت ها این صندوق شکل گرفت تا سرمایه گذاری ها مقداری حرفه ای تر در بورس انجام شود. ما از ابتدا از این موضوع استقبال کردیم، لذا به نظر می رسید به عنوان یک فعال جدی در بورس باید کمک کنیم که از یک مسیر حرفه ای به مسیر حرفه ای تر تغییر جهت دهد. به هر حال بورس یک نهاد کاملا حرفه ای است که می تواند به اقتصاد خیلی کمک کند. ما هم وظیفه داریم به عنوان یک نیروی فعال کمک کنیم تا این نهاد حرفه ای تر و بهتر هدایت شود. بنابراین از ابتدا ارتباط خوبی را برقرار کرده و سعی کردیم که در صندوق حضور جدی داشته باشیم.

- در صندوق توسعه چه میزان نقدینگی وارد کرده اید؟

عدد دقیقا خاطرم نیست ولی در آن زمان وزارت اقتصاد بر اساس سهمیه ای که برای هر کدام از سازمان ها مشخص کرده بوده، در حدود 50 یا 100 میلیارد تومان بوده است.  

- صنعت بیمه چطور می تواند به بازار سرمایه کمک کرده و ریسک های آن را پوشش دهد؟

مهمترین عامل این است که بورس یک محمل مناسبی است که از حبس ریسک در صنعت بیمه جلوگیری می کند. همکاری بورس و بیمه به دو دلیل اتفاق می افتد. مورد اول اینکه صنعت بیمه از حبس ریسک در درون خود جلوگیری کند و مورد دوم اینکه از مزایای سرمایه گذاری استفاده کند. بنابراین صنعت بیمه نیاز دارد که حرفه ای تر با بورس برخورد کند. در بیشتر مواقع که نتوانستیم از مزایای بورس استفاده کنیم به این دلیل است که با بورس به صورت آماتور برخورد کرده ایم. وقتی بتوانیم از اوراق بهادار استفاده کنیم موفق شده ایم که بخشی از ریسک خود را به بورس انتقال دهیم، افراد جدید خریدار ریسک های که ما قبول کرده ایم، می شوند و شرکای جدید در خرید ریسک خواهیم یافت. یکی از مشکلات ما این است که مدیران ما غالبا منوط به حوزه بیمه بوده اند و متخصصان مالی نیستند که بیمه، بانک و بورس را شناخته و بتواند هر سه مورد را با هم هماهنگ کنند.

در بعضی از جلسات شرکت های بیمه سوال هایی که از صورت های مالی از شخص مدیرعامل پرسیده شده است عمدتاً بی جواب مانده و بیانگر عدم اشراف مدیر عامل به حوزه مالی بوده است. دلیل این ضعف چیست؟

به این دلیل که این مدیران متخصصان مالی نبوده و فقط مختصص بیمه بوده اند، البته این مورد فقط در صنعت بیمه نیست، در حال حاضر در کل کشور تمام صنایع درگیر چنین موضوعی هستند. برای مثال سالها در بیمارستان ها شاهد بوده ایم که رئیس بیمارستان از متخصصان قلب و مغز و غیره انتخاب می شدند اما الان دو جایگاه رئیس بیمارستان و مدیر بیمارستان که فقط مربوط به کارهای اجرایی می باشد، تعریف شده است. در پتروشیمی بهترین نفر فنّی را به عنوان مدیر عامل انتخاب می کنند، اما در نهایت مشاهده می کنیم کارخانه محصول خوبی تولید می کند اما قادر به فروش نیست، همواره مقروض بوده و نقدینگی موجود ندارد. مدیرعامل باید نگاه مدیریت حرفه ای داشته و از دانش مالی خوبی برخوردار باشد. ما در صنعت بیمه به مدیرانی که از هرجهت کامل باشند به خصوص در حوزه دانش مالی نیازمندیم که بتوانند ارتباط بین بورس، بیمه و بانک را برقرار کنند.

- در خصوص بانک ها نیز آیا بیمه ابزار مشخصی را برای بانک ها تعریف کرده است؟

ما می توانیم ابزار مشترک بسیاری را با بانک ها تعریف کنیم که متأسفانه بدون نتیجه مانده اند، هنوز رابطه بین بورس و بانک هم ضعیف است. ارتباط بیمه و بانک فقط در این نیست که در بانک یک باجه بیمه وجود داشته باشد. توسعه ابزار های بین نهادهای مالی امری بسیار جدّی است. با این حال بیمه عمر و سرمایه گذاری، ابزار مشترک بین بانک و بیمه است. در حال حاضر تعداد اندکی از بانک ها قدم های اولیه در این خصوص را برداشته اند. در گذشته ما فقط شاهد بیمه های عمر بوده ایم، اما با همکاری بیمه و بانک نوع جدید از بیمه نمایان شد و محصول مشترکی در ادبیات بانک و بیمه به وجود آمد. با توجه به این الگو می توانیم مدل های مختلف و محصولات جدیدی بین بیمه و بورس هم طراحی کنیم. بورس یکی از پدیده های بسیار عالی ساخته شده دست بشر است، لذا به نظر می رسد خیلی از مشکلات اقتصادی را می توان با بهبود فضای بورس حل و فصل کرد.

- خاطرتان هست اولین باری که در بورس سرمایه گذاری کرده اید،چه زمانی بود ؟

اولین سهم را در سال 1380 که مربوط به کربن ایران بود خریداری کردم، کما بیش به دلیل تدریس مدیریت سرمایه گذاری و مدیریت مالی، در این حوزه فعال هستم، اما از سال 92 تقریبا میزان پورتفوی شخصی ام به صفر رسیده است.

- حضور کم رنگ شما در بورس به دلیل مشغله های مدیریتی و قوانینی بوده که به موجب آن حضور برخی مدیران را در بورس منع می کند، یا دلایل شخص داشته اید؟

یکی از دلایل عمده این بوده است که وقت کافی برای تحلیل اطلاعات سهام نداشته ام. به این دلیل که خرید و فروش را کار حرفه ای میدانم باید سهام را تحلیل بنیادی کرده تا بتوان یک سرمایه گذاری مناسبی داشت.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 0.00 (0 رای)

امتیاز کاربران

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

آخرین مقاله علمی و پژوهشی اینجانب با عنوان "بررسی تأثیر هوش مالی بر رفتار استفاده از کارت های اعتباری در میان مشتریان شعب بانک ملت در شهر تهران" که در مجله دانش مالی تحلیل اوراق بهادار در اردیبهشت ماه 1397 مورد پذیرش قرار گرفته است. مخاطبین گرامی می توانند فایل اصلی مقاله را از لینک زیر دانلود نمایند. 

چکیده : 

امروزه درک مفاهیم و مهارت های مرتبط با سواد و هوش مالی به سبب اینکه مصرف کننده را برای بقاء در جامعه مدرن و مقاومت در برابر تنوع و پیچیدگی محصولات و خدمات مالی موجود ،توانا سازد ، ضروری شده است. مقاله پیش رو با هدف بررسی تأثیر هوش مالی بر رفتار استفاده از کارت های اعتباری در میان مشتریان شعب بانک ملت در شهر تهران، انجام گرفته است. بدین منظور از بین 3600 مشتری بانک ملت با استفاده از رابطه کوکران تعداد نمونه آماری در سطح خطای 5 درصد برابر با 347 نفر به منظور انجام تحقیق انتخاب شده است. روش تحقیق بر مبنای هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی به شیوه پیمایشی با رویکرد علی می‏باشد. ابزار گردآوری داده‏ها، پرسشنامه استاندارد می‏باشد که پایایی آن با آلفای کرونباخ برابر 962/0 مورد تأیید است و جهت روایی محتوایی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. با روش معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار لیزرل (LISREL) نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می‏دهند، هوش مالی بر رفتار استفاده از کارت های اعتباری در میان مشتریان شعب بانک ملت در شهر تهران موثر است. همچنین رفتار مالی و آموزش مالی بر رفتار استفاده از کارت های اعتباری در میان مشتریان شعب بانک ملت در شهر تهران به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق قصد موثر هستند ولی سواد مالی تأثیری بر رفتار استفاده از کارت اعتباری ندارد.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 5.00 (1 رای)

امتیاز کاربران

Star InactiveStar InactiveStar InactiveStar InactiveStar Inactive

main-qimg-ca6159f5d0f84caef893c9e6c6efccba-cاحتمالا نام مجله معتبر و معروف فوربز را شنیده باشید. جزو معتبرترین نشریات کسب وکار، موفقیت، کارآفرینی و ثروت است. این نشریه روی جلد خود را در سال 2007 به نوکیا اختصاص داد و یک تیتر جنجالی زد: «آیا کسی می تواند نوکیا را با یک میلیارد مشتری از تخت پادشاهی به زیر کشد؟». نوکیا آن روزها سلطان بلامنازع موبایل و ارتباطات بود. اما نوکیا فروپاشید: طی سیزده سال سهم بازارش از رتبه اول به رتبه دهم و ارزش شرکت از 250 به کمتر از 4 میلیارد یورو سقوط کرد.

خیلی از ما وسیله‌ای به نام موبایل را با برند نوکیا شناختیم. به خاطر دارم که یکی از هم‌کلاسی‌هایمان در دانشگاه، گوشی نوکیایی به نام 6600 را تازه خرید بود (جدیدترین مدل آن زمان) که از دوربینش برای تقلب سر جلسه امتحان استفاده کرد و همه دهان‌مان از تعجب باز مانده بود که دوربین این گوشی چنان کیفیتی دارد که می‌شود از برگه بغل‌دستی عکس گرفت و همان را خواند و نوشت

یکی از جالب‌ترین تحلیل‌هایی که در ارتباط با فروپاشی امپراطوری نوکیا منتشر شده است، نتایج مطالعات مشترکی میان یک دانشگاه فنلاندی و مدرسه کسب‌وکار معتبر اینسید فرانسه است. این نتایج حرف‌های شنیدنی را در قالب سه نکته طرح می‌کند که خود حاصل 120 مصاحبه (شامل 9 مصاحبه‌ با اعضای هیئت‌مدیره و 19 مصاحبه با مدیران ارشد نوکیا) بوده است. اما این سه راز سقوط چیست؟

?راز اول: نبود فضای مناسب برای گفتگوهای صریح، آزاد و بنیادین: در آن بازه زمانی فضای مناسبی برای گفت‌وگوها و بحث‌های جدی و راهبردی وجود نداشت. یکی از مدیران ارشد نوکیا نقل می‌کند که بین سال‌های 2007 تا 2011، خیلی از اعضای هیئت‌مدیره احساس می‌کردند که دیگر نمی‌توانند راحت و آزاد صحبت کنند و نتیجه‌اش این بود که تهدیدات اپل و گوگل به میزان کافی منتقل نمی‌شد و برنامه مناسبی برایش در نظر گرفته نشد

?راز دوم این بود که به صورت احساسی مدیران به سیستم‌عامل سیمبین وابسته شده بودند و همه گوشی‌هایش را با این سیستم‌عامل عرضه می‌کرد. کسی به خودش اجازه نمی‌داد به گزینه دیگری فکر کند. مدت ها روی سیستم‌عامل خودش پافشاری کرد وقتی هم در سال 2012 با تغییر مدیریت به فکر افتادند، دیگر خیلی دیر شده بود

?راز سوم: اینکه تحلیل‌ها و تصمیمات براساس داده‌های واقعی نبود و بیشتر احساسی، شهودی و شخصی بود. نقل می‌شود که وقتی نوکیا تصمیم گرفت به‌جای سیمبین از سیستم‌عامل جدیدی استفاده کند، خیلی از مدیران سیستم‌عامل ویندوز را پیشنهاد می‌دادند. این در حالی بود که داده‌ها و شواهد واقعی افق روشنی برای سیستم‌عامل ویندوز نشان نمی‌داد و موفقیت این سیستم‌عامل بسیار بعید به نظر می‌رسید. اما نوکیا ویندوز را در گوشی‌هایش استفاده کرد و نتیجه‌اش هم شکست کاملش در سال 2013 بود

تحلیل و تجویز راهبردی:

سه نکته‌ای که به‌عنوان عوامل سقوط نوکیا بیان شد، می‌تواند عوامل شکست هر سیستم اقتصادی یا سیاسی باشد

?در هر سیستمی که نشود به راحتی نقد کرد، نظر داد، مفروضات را به چالش کشید و خطوط قرمز دایره گفتگوی شما را محدود کند، یک گام به سقوط نزدیک شده است.  

?در هر سیستمی که وابستگی بی دلیل به گذشته، به تصمیمات گذشته، به نمادهای گذشته زیاد شود به گونه ای که به جای آنکه تصمیم عقلایی بگیریم، بحث ها حیثیتی-ناموسی شود گام بلند دوم را به سمت سقوط برداشته ایم. هر جا احساس کردید داریم تصمیم می گیریم نه به خاطر ساختن آینده بلکه دقیقا به خاطر دفاع از عملکرد گذشته، این یک نشانه بی بدیل سقوط است

?اگر خواسته های شخصی و انتخاب های احساسی-هیجانی جای تصمیم گیری مبتنی بر داده ها، آمار، اطلاعات، مقایسه گزینه ها را گرفت، آنگاه جایگزین شدن احساسات و هیجانات به جای واقعیات و عقلانیت، میخ آخر سقوط را محکم خواهد کوبید. زمانی که چشم هایمان را به واقعیت بستیم و گوش هایمان سنگین شد، سقوط به ما نزدیک می شود

باور کنیم سقوط نزدیک است! خیلی نزدیک؛ لای این شب بوها! تاریخ را بنگریم بزرگ ترین امپراطوری ها به زیر کشیده شدند، شرکت های بزرگ در هم شکستند، مقتدرترین نظام ها به خاطره ها پیوستند و برندهای نام آور سرنوشتی شرم آور پیدا کردند. چرا که خطوط قرمز گلوی گفتگوی آزاد را فشرد، بحث ها حیثیتی-ناموسی شد و دفاع از گذشته به جای ساختن آینده نقش آفرین شد، چشم ها بسته و گوش ها سنگین شد. واقعیت ها و عقلانیت در برابر احساسات و هیجانات شکست خوردند.  

?فروپاشی از آن چه می بینید به شما نزدیک تر است.

نوشته مشترک وحید شامخی و مجتبی لشکربلوکی

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 5.00 (1 رای)

مطالب تصادفی

بیمه زندگی بیمه ارزش آفرین

11-11-1393

بیمه زندگی بیمه ارزش آفرین

در مقاله حاضر برآنم تا سئوالات محوری زیر را بررسی نموده و ابعاد مختلف آن را واکاوی نمایم : 1. ابعاد ارزش آفرینی بیمه های زندگی کدامند؟ 2. اگر بیمه های زندگی...

ادامه
Go to top